تبلیغات عشق
نویســــندگان :
◊ فاطمه (109)
موضــــــوعات :
◊ عشق بدون هوس (109)
آرشـیـــــــــــو :
◊ اردیبهشت 1385 (5)
◊ فروردین 1385 (6)
◊ اسفند 1384 (19)
◊ بهمن 1384 (4)
◊ دی 1384 (10)
◊ آذر 1384 (27)
◊ آبان 1384 (38)
لینكســــــــتان :
◊ پسر بارونی
◊ حدیث مشوش
◊ با کلاس
◊ فستیوال
◊ بهونه نگیر بیا تو دیگه
◊ من و اینهمه.....محال محال
◊ سکوت شب
◊ امید مبهم
◊ تنها شوهرم
◊ عشق و دوستی
لینكــــــــدونی :
◊ تا حالا نیومدی؟حالا بیا تو بهونه (-)
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
:[عشق بدون هوس , ]
چه زیباست واژه معلم و چه دل انگیز است آوای او در گستره این جهان پهناور آنگاه كه زنگار جهل و نادانی را از ضمیر انسانها می زداید و آنان را به سوی روشنایی رهنمون می سازد.
من هم به نوبه خودم روز معلم رو اول به آبجی گلم (محبوبه) كه موفق به كسب معلم نمونه در شهرستان شده و به دوتا آبجی دیگم (مهین، خد یج) و داداش عزیزم وزن داداش نازم و همه معلمهای مهربون و زحمت كش از صمیم قلب تبریك میگم .انشالله كه شاهد موفقیت همشون باشیم.
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 و 09:05 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
تو كه می دانی ! من عاشق گل های رزم
ای كه تقدیر تو را دور ز من ساخت
سلام!
نامه ای دارم از فاصله ها
چند شب بود كه من خواب تو را می دیدم
خواب دیدم كه فراری هستی
می گریزی از شعر
همه جا عكس تو را می كوبند
جارچی ها همه جا نام تو را می گویند
متهم: قاتل گلهای سفید
جایزه: یك گل رز
و تو می دانی من عاشق گلهای رزم
دوست دارم بنویسی
به كجا خواهی رفت؟
نگرانت شده ام
بی جوابم مگذار
پشت پاكت بنویس
متهم:قاتل گل های سفید
تو كه می دانی من عاشق گل های رزم
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 و 07:05 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
گلبرگ تنم،گل قشنگ قالی ست
خوشرنگ ترین گلی كه از بو خالی ست
پروانه برو به شاخه ام تكیه مكن
این ظاهر پر فریب من پوشالی ست
تقدیم به آقا مجتبی گل كه همیشه لطف دارن و مطالب منو میخونن و منو از نظرات مفیدشون مثتفیذ می كنن
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 و 07:05 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
شب ستاره چیدن
هزار و یك پرنده. تو را بهانه كردم
تب دوباره با تو
هزارو صد ستاره . تو را نماز خواندم
تو رفتی و ندیدی.....
ستاره دست و پا زد....
پرنده در قفس مرد...
بدون تو ولی من ...شكستم و نمردم.
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 و 07:05 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
در حسرت آبی چشمان آسمانی تو آنقدر ستاره شمرده ام كه خوابم گرفته است من كه جز تو كسی را نمی شناختم كه تنهایم گذاشته ای نكند خیال می كنی قرار است تا قیامت نه بارانی ببارد و نه زمستانی در كار باشد اگر چنین است پس چرا چتر قرمزت را مثل من نمی شكنی؟....
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 و 07:05 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
آرزو مكن كه خدا را در جایی جز همه جا ببینی. هر مخلوقی نشانی از خداست
هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد. به هر كجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمی توان كرد.
خدا همان است كه پیش روی ماست
ای كاش اهمیت در نگاه تو باشد نه در چیزی كه به آن می نگری، برای من خواندن این كه شن ساحل ها نرم است كافی نیست . می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس كند. معرفتی كه قبل از آن احساسی نباشد برای من بیهوده است.
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1385 و 04:04 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
با خرده نانی سگ ها با وفا می شوند و لاشخورها با لاشه ای رام
و آدمیان با شمشیر زبان خام
نمی دانم تو را چگونه مطیع كنم ای همزاد آتش، ابلیس؟!
--------------------------------
در هر نگهت مستی صد جام شراب است
چشمان تو ویرانگر دلهای خراب است
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1385 و 04:04 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
قربون اون دلای تك سرنشین!
بشین عزیز پرت و پلا نگو مرد
این مدلی نمی شه عاشقی كرد
تو هر دلی یه عشق موندگاره
آدم كه بیشتر از یه دل نداره
درسته كه دیگه توی شهر ما نیست
دلی كه مثل كاروانسرا نیست
بازم همون دلای بچگی مون
دلای با صفای بچگی مون
یه چیز می گم ایشالا دلخور نشین
قربون اون دلای تك سرنشین
این روزا عمر عاشقی دو روزه
ایشالا پیر عاشقی بسوزه
بلا به دور از این دلای عاشق
كه جمعه عاشقند وشنبه فارغ!
گذاشته روی میز من یه پوشه
كه اسم عشق های بنده توشه
زری، پری،سكینه،زهره،سارا
وجیهه و ملیحه و ثریا
نگین و نازی و شهین و نسرین
مهین و مهری و پرند و پروین
چهارده فرشته و سه اختر
دو لیلی و سه اشرف و دو آذر
سفید و سبزه،گندمی و زاغی
بلوند و قهوه ای و پركلاغی
هزار خانومند تو این لیست
با عده ای كه اسمشون یادم نیست
گذشت دوره ای كه ماه یكی بود
خدا و عشق آدما یكی بود
نامه مجنون به حضور لیلی
می رسه اینترنتی و ایمیلی
شیرین می ره میشینه پیش فرهاد
روی چمن تو پارك بهجت آباد
زلفای رودابه دیگه بلند نیست
پله كه هس، نیازی به كمند نیست
تو كوچه غوغا می كنند و دعوا
چهارتا یوسف سر یك زلیخا!
نگاه عاشقانه بی فروغه
اگر میگن: عاشقتم، دروغه
تو كوچه های غربی صناعت
عشقو گرفتن از شما جماعت
كجا شد اون ظرافت و كرشمه
نگاه دزدكی كنار چشمه؟
كجا شد اون به شونه تكیه كردن
كنار جوب آب، گریه كردن؟
دلای بی افاده یادش به خیر
دختركای ساده یادش به خیر
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1385 و 12:04 ب.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در پنجشنبه 31 فروردین 1385 و 06:04 ق.ظ
:[عشق بدون هوس , ]
سلام به همه دوستای گلم
انشاالله كه همگی تعطیلات خوبی داشتین و سال خوبی رو به امید خدا شروع كردین
از همگی معضرت می خوام كه نتونستم زود تراز این سال نو رو تبریك بگم
تو این مدت كه نبودم دوستای گلی مثل همیشه به من لطف داشتن (احمد آقا- دختر غم ـ آقا مجتبی و دوست خیلی خوبم هدی عزیز)
همتون رو دوست دارم و به امید خدا دوباره شروع به نوشتن می كنم
نوشته شده در شنبه 26 فروردین 1385 و 11:04 ق.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -
:[عشق بدون هوس , ]
سلام به آبجی گلم فاطی جون
از مطالب زیبات بسیار متشکرم
اشکان
نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1385 و 12:04 ب.ظ توسط فاطمه
ویرایش شده در - و -